ارسال به دوستان
کد خبر : 193289
تاریخ انتشار : 4/20/2018 3:20:00 PM

درسهائی از قرآن (14) « شکر 2 »

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 20.04.2018 



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.


undefined


شکر از صفات نفسانی و فضائل اخلاقی است؛ لذا کسی که از این صفت پسندیده برخوردار است دارای کمالی از کمالات وجودی و نفسانی است. به خاطر اهمیت مسأله شکر در علوم مختلفی از جمله علم اخلاق و عرفان، علم الاجتماع، علم النفس و روان شناسی در مورد موضوع شکر بحث شده و قرآن و روایات به شکل ویژه به این بحث پرداخته و بارها آن را مورد تأکید قرار داده اند.

به همین جهت در مهمترین کتب اخلاقی و عرفان عملی مانند جامع السعاداتِ ملاّ مهدی نراقی، محجّة البیضاءِ مرحوم فیض کاشانی، صد میدان و نیز منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری و بسیاری از کتب دیگر بحث از شکر به میان آمده است. اینکه شکر چیست؟ و چگونه می توان از شاکران بود؟ و چه عوامل و موانعی برای تحقق شکر وجود دارد؟ و مباحث دیگر از جمله سوالاتی است که به صورت مفصّل در این کتب مورد توجّه قرار گرفته است.

حکم ملاصدرا در بیانی دربارۀ شکر می نویسد: «الشکر من جملة محاسن اخلاق السالکین الی الله و هو منتزع من ثلاثة ارکان علمٌ و حال و عمل؛ العلم هو الاصل و یورث العلم الحال و الحال یورث العمل» شکر در حقیقت یکی از محاسن اخلاقیِ سالکان و پویندگان مسیر حق تعالی بوده و از منازل سلوک عملی است که سالک برای ترقی و تعالی در رسیدن به کمال واقعی باید بدان توجّه نماید. از اینرو همه پیامبران الهی از این فضیلت اخلاقی به بهترین شکل برخوردار بوده و در حقیقت هر کدام در زمان خود از شکرگزارترین بندگان الهی به شمار می آمدند.

مرحوم ملاصدرا ادامه می دهد که شکر دارای سه رکن می باشد: اولین آن ارکان، علم است که اصل، ریشه و اساس است که به واسطه آن حالتی در انسان ایجاد می شود که آن حال، رکن دوّم است. همچنین به واسطه آن حال، انسان در میدان عمل به وظیفه خود عمل می کند و در چنین موقعیتی، انسان به عنوان شکرگزار واقعی دانسته می شود.

در این بیان مقصود از علم، آنست که انسان همه نعمتها را از خدا بداند و منبع اصلی نعمت را فقط به او استناد دهد و بداند که خداوند این نعمتها را در اختیار آدمی قرار داده است تا خود را به کمال برساند.

بی شک نتیجه این علم و حال و عمل به خود انسان بر می گردد و لذا انسان شکرگزارِ از نعمتها، پیش از آنکه دیگران از شکرش بهره مند شوند خودش از آن بهره می جوید. این یک قاعده است که هر قدمی که انسان در مقام سلوک و هدایت و عمل و اطاعت و رسیدن به هر صفت نفسانی بر می دارد، نتیجه آن به خودش باز می گردد. به این جهت خدای متعال می فرماید: « وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ »[1] هر کسی شکرگزار باشد سودش به خودش بر می گردد و هر کسی ناسپاسی از نعمت را داشته باشد، ضرر و خسرانش به خود او بر می گردد.

بسیار روشن است که سپاسگزاری و یا ناسپاسی انسان، چیزی را از خدای بزرگ کم و یا به او نمی افزاید. به همین جهت ادامه آیه می فرماید: « فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ » خدای متعال از هر جهت بی نیاز است.


همانطور که اشاره گردید، این قاعده نه فقط در صفت شکر، بلکه در هر فضیلت نفسانی و عمل صالح جریان دارد که اوّلین کسی که از صفت نفسانی بهره مند می شود، خود انسان است و پس از آن دیگران از آثار و نتائج آن برخوردار می شود. قرآن کریم در این خصوص آیات فراوانی دارد. به عنوان نمونه به این آیات بنگرید: «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا»[2] آیه دیگر «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها»[3] و آیه دیگر «وَ مَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ»[4] و آیه دیگر «وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ»[5] و آیه دیگر « مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا»[6] و آیه دیگر «وَ مَن یَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا یَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ» لذا انسان با اختیارِ خوبی و یا بدی، به خود سود و یا زیان می رساند و این یک قاعده کلی است که در قرآن بارها مورد تأکید قرار گرفته است.

در خصوص ظلم و ستم نیز همین است، روشن است که به حکم عقل و منطقِ قرآن هیچگاه نمی توان، ظلم و ستم را به خدای متعال نسبت داد «وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» در حالیکه این انسان است که به خود ظلم و ستم روا می دارد و این مهم از آیه «وَمَا ظَلَمُونَا ولكن كانوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» به خوبی فهمیده می شود.

نتیجه آنکه اثر شکرگزاری انسان که موضوع بحث ماست، در مرحله اوّل به خود انسان بازگشت می نماید و او را به کمالی از کمالات الهی می رساند و در مرحله بعد به محیط پیرامونی انسان خواهد رسید و دیگران هم از آن سود خواهد برد.

 به عنوان مثال اگر انسان از چشم و گوش و عقل و قلب به عنوان ابزارِ معرفت و شناخت به شکل صحیح استفاده نماید در مرحله اول خود انسان را به معرفت و آگاهی و بصیرت خواهد رساند و در مرحله بعد، دیگر انسانها از این معرفت و شناخت برای دانستن راه و مقصد بهره خواهند برد و آگاهانه مسیر کمال را طی خواهند نمود.


undefined

undefined
 



[1] . نمل، 40.

[2] . اسراء، 70.

[3] . زمر، 41.

[4] . عنکبوت، 6.

[5] . فاطر، 18.

[6] . فصلت، 46.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :