ارسال به دوستان
کد خبر : 193115
تاریخ انتشار : 4/13/2018 11:17:00 AM

گزارش مراسم بزرگداشت شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع)

امام موسی بن جعفر علیه السلام؛ نماد صلابت و ایستادگی در راه خدا همزمان با ایام شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) مرکز اسلامی هامبورگ صحنه­ حضور مسلمانان و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود که با برپایی مراسم سوگواری و عزاداری، مراتب ارادت خود را به آن امام همام ابراز داشتند.

این مراسم که در تاریخ  پنجشنبه 12 آپریل  2018 برگزار گردید، شامل برنامه های قرائت دعای کمیل و توسّل به خاندان اهل البیت (ع)  تلاوت قرآن کریم، سخنرانی و اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء بود.

سخنران این مراسم حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی مدیر آکادمی اسلامی آلمان بودند. ایشان در بخشی از سخنان خویش ضمن تسلیت شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) به تشریح برخی از ویژگی های فردی آن حضرت پرداخته و افزودند:  ابو الحسن موسى بن جعفر، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است. آن حضرت سال 128 يا 129 ه.ق. در ابواء (منزلى ميان مكّه و مدينه) متولد شد. پدرش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادرش «حمیده » (س) بود. از زكريا بن آدم از امام رضا عليه السلام روایت شده كه فرمود: پدرم از جمله كسانى بود كه در گهواره سخن مى گفت. مادر آن حضرت حميده كنيزى از اهل بربر (مغرب) يا از اهل اندلس (اسپانيا) بود و به «حميدة البربرية» و «حميدة المصفاة » نيز معروف بوده است. این بانو در مکتب امام صادق علیه السلام به چنان صفای باطنی دست یافت که حضرت درباره­اش فرمود: «حمیدة مصفاة من الادناس کسبیکة الذهب ما زالت الاملاک تحرسها حتی ادیت الی کرامة من الله لی والحجة من بعدی[1]. حمیده مانند طلای خالص از ناپاکی ها، پاک است. فرشتگان او را همواره نگهداری کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتی که خدا نسبت به من و حجت پس از من عنایت فرمود.


برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمّد ديباج بوده‏اند. وقتی که کودک بود فقهاى بزرگ اهل سنّت مثل ابو حنيفه پرسشهای خود را از او می­پرسیدند. قد متوسط و رنگ سبزه سير و محاسن پرپشت داشت. نقش نگينش «حسبي اللّه» و به روايتى «الملك للّه وحده» بود. بعد از رحلت پدر بزرگوارش در بيست سالگى به امامت رسيد و 35 سال رهبرى و ولايت شيعيان را بر عهده داشت.

على بن موسى الرضا(ع) امام هشتم افضل فرزندان موسی بن جعفر بود. از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسى (شاه چراغ شیراز) و محمّد بن موسى و ابراهيم بن موسى بودند. يكى از دختران آن حضرت فاطمه معروف به معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. امام رضا علیه السلام فرمود: زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ؛ زیارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعلیه السلام، مانند زیارت قبر حسین‏علیه السلام است.

القاب و صفات آن حضرت نشان از ویژگی های ممتاز اخلاقی در زندگانی آن حضرت بود، مانند: صابر، صالح، امين، كاظم، باب الحوائج، عبد صالح. امام موسى كاظم علیه السلام بسیار عاطفی بود و مخصوصا نسبت به زن و فرزندان و فامیل و زيردستان و ناتوانان بسيار مهربان بود. لذا مردم مدينه بسیار او را دوست می داشتند و به او لقب " زين المجتهدين " داده بودند و روزی که از کوچاندن اجباری امام به عراق آگاه شدند، شور و ولوله و غوغايی عجيب برپا کردند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش یکی از ویژگی های امام کاظم (علیه ‏السلام) را  بیان حکمت های عملی و سخنان حکیمانه بیان نموده و افزودند: از ویژگی های امام کاظم (علیه ‏السلام) بیان حکمت های عملی و سخنان نغز و حکیمانه بود. در روایتی از ایشان سؤال شد: فرشتگان اعمال ما را که می ‏نویسند آیا خاطرات و نیتهایی را که فقط از دل گذرانده ‏ایم و هنوز به لباس عمل در نیاوردیم هم می‏ نویسند؟ حضرت فرمودند: آیا بوی باغ و بستان و بوی کثافت و گنداب یکی است؟ اگر از کنار باغی پر از گل و معطر بگذرید، بوی خوب احساس می‏ کنید و چنانچه بوی بد به مشام انسان برسد، می‏ فهمد که اینجا کثافت و زباله است. از بو می‏ توان فهمید که از کنار باغ می‏ گذریم یا از کنار چاه. (برگرفته از کتاب حکمت عبادات، حضرت آیت الله جوادی آملی، ص78)

در تعریف واژه امام نوشته اند: الامام من یؤتم به. لذا ما باید شخصیت امامان اهل البیت را که تجسّم قرآن و مثال اعلای اسلام ناب محمدی هستند به صورت دقیق بشناسیم تا بتوانیم به آنان تأسی کنیم. البته طبق آیه شریفه لایمسه الا المطهرون کسی که طهارت قلبی و فکری نداشته باشد نمی تواند حقایق و مقاصد قرآنی را ادراک کند و امام معصوم علیه السلام هم چون قرآن ناطق است همین طور است. برای آنکه انسان توفیق فهم و الگوبرداری فضائل و معارف القائی انسان معصوم را پیدا کند علی درجاتها محتاج طهارت است و اقل مراتب آن تنبه است و کسی که متنبه نباشد هیچ بهره ای از معصوم نمی برد بلکه منکر گردد حتی اگر در نزدیکی امام باشد. 

در این جا مناسب است مطلبی مستدل و مستندی را که برخی از محقّقان درباره شخصیت موسی بن جعفر علیه السلام نوشته بیان کنم (گزیده ای از کتاب انسان 250ساله با دخل و تصرفات)

ایشان می نویسد: در مورد شخصیت امام ما امروز نگاه می کنیم موسی بن جعفر، خیال می کنیم یک آقای مظلوم بی سر و صدای سر به زیری در مدینه بود و مأمورین حکومت بدون حساب و کتاب یا در اثر یک اشتباه او را از خلوت بیرون کشیدند و در بغداد، یا در کوفه، یا در بصره زندانی کردند، بعد هم مسموم کردند، از دنیا رفت، همین و بس. اما حقیقت قضیه این نبود. بر خلاف آن گمان نادرست، اساسا امام کاظم موسی بن جعفر علیه السلام شخصیتی قوی، پرتلاش، دارای توکل و اعتماد به خدا و متصل به حضرت حق سبحانه و تعالی، دارای دوستانی در سراسر جهان اسلام و دارای فکر و طرح و برنامه برای آینده بشریت و دارای جذابیت های علمی، اخلاقی، معنوی و ...و قدرت جذب و سازماندهی بود. طبیعتا چنین انسان توانمند و دارای صلاحیتی بزرگترین خطر بالقوه برای جریان بی رگ و ریشه، استکباری و استحماری بنی العباس است. لذا هارون تصمیم گرفت که این خطر را از پیش پای خودش بردارد. البته مرد سیاست مداری بود، و تلاش می کرد با تدبیر و نقشه و احتیاط مقاصد خودش را پیش ببرد.

برای کشف ویژگی های شخصیتی امام کاظم علیه السلام شواهد زیادی وجود دارد که ما را به عمق نگاه و عمل امام راهنمایی می کند: ـ یکی از جاسوسان هارون ( پسر عمو، پسر برادر ناخلف موسی بن جعفر که جزو افراد وابسته ی به دستگاه بود) درباره ی موسی بن جعفر به هارون می گوید: «خلیفتان یجبی الیه ما الخراج» یعنی هارون تو خیال نکن فقط تو هستی. دو تا خلیفه هست؛ یکی تویی، یکی موسی بن جعفر. به موسی بن جعفر هم مالیات می دهند، پول می دهند و این یک واقعیت بود. او از روی خباثت می گفت؛ او می خواهد سعایت کند. اما یک واقعیت بود، از تمام اقطار اسلامی کسانی بودند که با موسی بن جعفر ارتباط داشتند.

ـ راوی که از نزدیکان امام هست می گوید من وارد شدم، دیدم در اتاق موسی بن جعفر سه چیز است: یکی یک لباس خشن، یک لباسی که از وضع معمولی مرفه عادی دور هست، یعنی به تعبیر امروز ما می شود فهمید، و می شود گفت لباس جنگ، این لباس را موسی بن جعفر آن جا گذاشتند، نپوشیدند، به صورت یک چیز سمبولیک، بعد وسیله ای برای دفاع از خود در مقابل ظالم («و سیفٌ معلّق») «و مصحف» و یک قرآن. ببینید چه چیز سمبلیک و چه نشانه ی زیبائی است، در اتاق خصوصی حضرت که جز اصحاب خاص آن حضرت کسی به آن اتاق دسترسی ندارد، نشانه های یک آدم جنگیِ مکتبی، مشاهده می شود. شمشیری هست که نشان می دهد هدف، جهاد است. لباس خشنی هست که نشان می دهد وسیله، زندگی خشونت بارِ رزمی و انقلابی است و قرآنی هست که نشان می دهد هدف، این است؛ می خواهیم به زندگی قرآن برسیم با این وسائل و این سختیها را هم تحمل کنیم

ـ طبق یک روایتی موسی بن جعفر علیه السّلام در حال فرار و در حال اختفاء در دهات شام می گشته «وقع موسی بن جعفر فی بعض قری الشام حارباً متنکراً فوقع فی غار» ـ در روایتی هست که موسی بن جعفر مدتی اصلاً در مدینه نبوده در روستاهای شام تحت تعقیب دستگاههای حاکمِ وقت و مورد تجسس جاسوسها، از این دِه به آن ده،از آن ده به آن ده، با لباس مبدل و ناشناش که در یک غاری حضرت به یک غاری می رسند و در آن غار وارد می شوند و یک فرد نصرانی در آن جا است. حضرت با او بحث می کنند، در همان وقت هم از وظیفه و تکلیف الهی خودشان که تبیین حقیقت هست، غافل نیستند با آن نصرانی صحبت می کنند و نصرانی با دیدن استحکام استدلال از یک طرف و صداقت و نورانیت ایشان از طرف دیگر با کمال میل اسلام را انتخاب و اختیار می کند.

ـ هارون خلیفه­ی عبّاسی (نواده منصور دوانیقی)  یک سال به حج رفت. در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم گفت: یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت تو را برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفر بن منصور بردند.


حتی روایات منقول از امام کاظم علیه السلام اگر با این نگاه مطالعه شود معنای دقیق تری می یابد. به عنوان نمونه:

 * لَو كانَ فِیكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در میان شما بود، قائم ما قیام مى‏ كرد.

  * أبلِغ خَیراً و قُل خَیراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛ خیر برسان و سخن نیك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.

 * الصَّبرُ عَلَى العافِیَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛ شكیبایى در عافیت بزرگ‏تر است از شكیبایى در بلا.

 *إیّاكَ أن تَمنَعَ فی طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَیهِ فی مَعصِیَةِ اللَّهِ؛ مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصیت خدا خرج كنى.)

به دلایلی که گذشت تقابل دستگاه حکومت عباسی با امام کاملا قابل فهم است. هارون اوّل مایل بود به دلیل شخصیت والای معنوی امام علیه السلام به یک شکل غیرمستقیم این کار را انجام بدهد. بالاخره طبق آنچه در کتب معتبر آمده حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) عابدترين و زاهدترين، فقيه ترين، سخى ترين و كريمترين مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله را به جا مى آورد و تا سپيده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى كه وقت نماز صبح فرا مى رسيد، بعد از نماز شروع به دعا مى كرد و از ترس خدا آن چنان گريه مى كرد كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند مردم پيرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.  

 اما هارون پس از مدتی دید بهتر این است که موسی بن جعفر را به زندان بیندازد، شاید در زندان بتواند با او معامله بکند، به او امتیاز بدهد، زیر فشارها او را وادار به قبول و تسلیم بکند، لذا بود که موسی بن جعفر را از مدینه دستور داد دستگیر کردند، منتها جوری که احساسات مردم مدینه هم جریحه دار نشود و نفهمند که موسی بن جعفر چگونه شد. لذا دو تا مرکب و محمل درست کردند یکی به طرف عراق، یکی به طرف شام که مردم ندانند که موسی بن جعفر را به کجا بردند. و موسی بن جعفر را آوردند در مرکز خلافت و در بغداد آن جا زندانی کردند و این زندان، زندان طولانی ای بود. البته شخصیت موسی بن جعفر در داخل زندان هم همان شخصیت مشعل روشنگری است که تمام اطراف خودش را روشن می کند، در زندان، زیر شکنجه، در شرایط سخت، بلکه در سخت ترین شرائط، اما در همان حال هم نه فقط نمی شکستند خودشان، بلکه دشمنشان را می شکستند. نه فقط تحت تأثیر قرار نمی گرفتند بلکه زندان بانها را تحت تأثیر قرار می دادند.  امام در زندان نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت و مناجات های او در زندان معروف است.

 



[1] . اصول کافی، ج 1 ص 477


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :