ارسال به دوستان
کد خبر : 190763
تاریخ انتشار : 12/6/2017 1:40:00 PM

۱۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاری پيامبر(ص)

آنچه در پي مي آيد بيان ۱۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاري پيامبر اکرم(ص) است که بازگوکننده بخشي از سلوک فردي و اجتماعي و سبک زندگي آن حضرت مي باشد.

بي شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه کريمه «و لکم في رسول الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي بسیاری از مشکلات انسانها خواهد بود.
  • ۱- هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت
  • ۲- در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.
  • ۳- نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.
  • ۴- هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.
  • ۵- وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.
  • ۶- با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.
  • ۷- هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.
  • ۸- هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.
  • ۹- چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.
  • ۱۰- سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.
  • ۱۱- هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.
  • ۱۲- چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.
  • ۱۳- با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.
  • ۱۴- در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.
  • ۱۵- هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.
  • ۱۶- در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.
  • ۱۷- هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.
  • ۱۸- اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
  • ۱۹- اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.
  • ۲۰- اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.
  • ۲۱- کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.
  • ۲۲- هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.
  • ۲۳- هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.
  • ۲۴- پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
  • ۲۵- چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»
  • ۲۶- با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
  • ۲۷- دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.
  • ۲۸- هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.
  • ۲۹- بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
  • ۳۰- به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.
  • ۳۱- کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.
  • ۳۲- آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.
  • ۳۳- هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.
  • ۳۴- هرگز کسي را حقير نمي شمرد.
  • ۳۵- هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.
  • ۳۶- هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.
  • ۳۷- هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.
  • ۳۸- از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.
  • ۳۹- هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.
  • ۴۰- بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.
  • ۴۱- از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.
  • ۴۲- سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.
  • ۴۳- اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.
  • ۴۴- با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.
  • ۴۵- در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.
  • ۴۶- ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.
  • ۴۷- وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.
  • ۴۸- هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.
  • ۴۹- اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.
  • ۵۰- اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.
  • ۵۱- عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.
  • ۵۲- احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.»
  • ۵۳- هرگاه کسي از او حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمود و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کرد.
  • ۵۴- هرگز جواب رد به درخواست کسي نداد مگر آنکه براي معصيت باشد.
  • ۵۵- پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود.
  • ۵۶- غريبان را خيلي مراعات مي کرد.
  • ۵۷- با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آورد و مجذوب خود مي کرد.
  • ۵۸- همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .
  • ۵۹- چون شاد مي شد چشم ها را بر هم مي گذاشت و خيلي اظهار فرح نمي کرد.
  • ۶۰- اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايش به خنده بلند نمي شد .
  • ۶۱- مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.
  • ۶۲- نام بد را تغيير مي داد و به جاي آن نام نيک مي گذاشت.
  • ۶۳- بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت.
  • ۶۴- از براي فوت دنيا ناراحت نمي شد و يا به خشم نمي آمد.
  • ۶۵- از براي خدا آنچنان به خشم مي آمد که ديگر کسي او را نمي شناخت
  • ۶۶- هرگز براي خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حريم حق شکسته شود.
  • ۶۷- هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.
  • ۶۸- در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت.
  • ۶۹- هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد .
  • ۷۰- در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانش نداشت.
  • ۷۱- روي خاک مي نشست و روي خاک غذا مي خورد.
  • ۷۲-  روي زمين مي خوابيد.
  • ۷۳- کفش و لباس را خودش وصله مي کرد.
  • ۷۴- با دست خودش شير مي دوشيد و پاي شتر ش را خودش مي بست.
  • ۷۵- هر مرکبي برايش مهيا بود سوار مي شد و برايش فرقي نمي کرد.
  • ۷۶- هرجا مي رفت عبايي که داشت به عنوان زير انداز خود استفاده مي کرد.
  • ۷۷- اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود.
  • ۷۸- چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد.
  • ۷۹- جامه فاخري که داشت مخصوص روز جمعه بود.
  • ۸۰- در هنگام کفش و لباس پوشيدن هميشه از سمت راست آغاز مي کرد.
  • ۸۱- ژوليده مو بودن را کراهت مي دانست.
  • ۸۲- هميشه خوشبو بود و بيشترين مخارج آن حضرت براي خريدن عطر بود.
  • ۸۳- هميشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک مي زد.
  • ۸۴- نور چشم او در نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز مي يافت.
  • ۸۵- ايام سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه مي داشت.
  • ۸۶- هرگز نعمتي را مذمت نکرد.
  • ۸۷- اندک نعمت خداوند را بزرگ مي شمرد.
  • ۸۸- هرگز از غذايي تعريف نکرد يا از غذايي بد نگفت.
  • ۸۹- موقع غذا هرچه حاضر مي کردند ميل مي فرمود.
  • ۹۰- در سر سفره از جلوي خود غذا تناول مي فرمود.
  • ۹۱- بر سر غذا از همه زودتر حاضر مي شد و از همه ديرتر دست مي کشيد.
  • ۹۲- تا گرسنه نمي شد غذا ميل نمي کرد و قبل از سير شدن منصرف مي شد.
  • ۹۳- معده اش هيچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
  • ۹۴- در غذا هرگز آروغ نزد.
  • ۹۵- تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمي خورد.
  • ۹۶- بعد از غذا دستها را مي شست و روي خود مي کشيد.
  • ۹۷- وقت آشاميدن سه جرعه آب مي نوشيد؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.
  • ۹۸- از دوشيزگان پرده نشين با حياتر بود.
  • ۹۹- چون مي خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه مي خواست.
  • ۱۰۰- اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کرد: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودش بود و وقت خودش را نيز با مردم قسمت مي کرد.
منابع: کتاب «منتهي الآمال» محدث قمي و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسي 


نظر شما



نمایش غیر عمومی