ارسال به دوستان
کد خبر : 190339
تاریخ انتشار : 11/3/2017 2:27:00 PM

اثرات روحی ارتباط با خدا و نماز بر انسان

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین انصاری
تاریخ: 03.11.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.
انسان
به لحاظ خلقت موجودی است که دارای ابعاد مختلفی می باشد. او دارای جسم است که بُعد مادی اوست و نیازهای مادی او که مربوط به جسم او است از طرق مختلف مادی تامین می شود. بُعد مهم، پیچیده و شگفت انگیز انسان بُعد روحی و روان اوست.

همانطور که انسان به لحاظ مادی نیازهای جسمانی دارد، به لحاظ روحی نیز نیازهایی دارد. انسان ها به آرامش و سلامت روح نیاز دارند، زیرا در سایه آرامش می توانند به رشد و کمال، اهداف عالی و سجایای اخلاقی برسند. از سویی دیگر، سلامت روانی در گرو جلوگیری از علل و عوامل و شرایط تنش زا نهفته است. به یقین می توان گفت آرامش روانی و عاطفی مهم ترین نیاز روزافزون همه انسانها در گستره جهان است. زیرا غالب افراد در دنیای امروز از ناامنی روانی، اضطراب و افسردگی رنج می برند و اگر انسان در پی درمان واقعی خویش است باید خودفریبی نکرده و در پی راه حلهای بیهوده نباشد. اگر به ریشه های بیماری های روانی جامعه دقت کنیم، به یکی از مهمترین علل آن یعنی ضعیف بودن ارتباط انسان ها با خدا و راز و نیاز با خالق هستی می رسیم. امروزه بر بسیاری روشن است که تأمین نیازهای روحی و عاطفی در گرو معنویت و دین و ارتباط با پروردگار هستی نهفته است.

اگر این آرامش در انسان بوجود آید در نتیجه به سایر اعضای خانواده، دوستان، محیط پیرامون و جامعه سرایت خواهد کرد.

از سویی دیگر خالق یکتا این گرایش و جاذبه به سوی خود را در فطرت انسانها قرار داده تا انسانها بصورت فطری گرایش به معنویت و عبودیت خداوند داشته باشند. گرچه غرق شدن در زندگی دنیا و پرداختن به تجملات و ظواهر هستی انسان را از فطرت اصلی خود که همان گرایش به توحید و عبودیت است، دور می سازد و غبار غفلت را بر فطرت پاک انسان می نشاند ولی انسان بخاطر دارا بودن این استعداد همواره امکان احیاء ارتباط با خالق خود و آشتی با او را دارد.

امروزه بسیاری از روان شناسان دریافته اند که دعا، نماز و داشتن یک ارتباط محکم به خالق هستی، اضطراب، افسردگی، نگرانی، تشویق و ترس را که زمینه ساز بسیاری از بیماری های روحی است، برطرف می کند. همان چیزی که در قرآن کریم می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّـهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [1] همان كسانى كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى يابد.

خداوند در قرآن کریم در آیات متعدد می فرماید رفع حزن و نگرانی به اینست که انسان خدادوست باشد، او را بپرستند و در زندگی دنیا همواره به یاد او باشد. در سوره مبارک یونس آیه 62 می فرماید أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّـهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[2] آگاه باشيد، كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى شوند. همین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود.

از سوی دیگر اگر کسی از توجه به خدا رویگردان شد، و هیچ اهمیتی به معنویت و ارتباط با خالق هستی اش نداد، می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا[3] و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگى تنگ [و سختى ] خواهد داشت.

وقتی انسان به نماز که مهمترین راه ارتباط و راز و نیاز با خداست و ستون دین هم شمرده شده می نگرد، اثرات عمیق روحی فراوانی را در آن می یابد. وقوف خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نیرویی معنوی می بخشد که حس صفای روحی و آرامش قلبی، امنیت روانی وسلامت روانی را در او پدید می آورد. از آن جا که انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند. به هیچ چیز جز خدا و آیات قرآن که در نماز به زبان می آورد فکر نمی کند.

نمازگزار وقتي نماز را با گفتن تکبير (الله اکبر) آغاز مي کند، اعلام مي نمايد که خداوند نزد او بزرگ است و با اين نگاه، همه چيز را کوچک مي شمرد. انسان هايي که با نماز به سوي خداوند اوج مي گيرند و کانون عشق و رحمت الهي را عظيم مي بينند، متاع دنيا دربرابر آنها بي ارزش مي شود و قدرتمندان و صاحبان زر و زور، در نظرشان كوچك و بي مقدار جلوه مي كنند.

ما در هر نماز ، با گفتن اهدنا الصراط المستقيم[4] (ما را به راه مستقيم هدايت كن ) از خداوند مي خواهيم كه راه مستقيم را به ما نشان دهد. ويژگي انسان، اين است که هر لحظه فکر و ايده تازه اي در ذهنش راه مي يابد. دربرابر هر كسي راههاي متعددی گشوده مي شود و هر مكتب و مرامي انسان را به سويي مي خواند. در اين شرايط، جز با امداد الهی نمي توان در ميان اين همه راه های متعدد و گمراه كننده، راه مستقيم را يافت. نماز، ياری دهنده ما در اين مسير است.

رسول خدا (ص) مي فرمايد: نماز هرکس نوري در دل اوست. پس، هرکس که مي خواهد (با نماز) قلبش را نوراني کند.

از سویی دیگر نماز پل ارتباطی ميان انسان با خدا و بهترين وسيله سپاسگزاري از اوست. دعا و نيايش كيميايي است که به انسان توانايي رويارويي با دشواريهاي زندگي را مي دهد. هرچه بيشتر به ساحت نوراني نماز و نيايش پناه ببريم، در روح و جان خود، آرامش و اطمينان بيشتري را احساس خواهيم کرد.

نماز، نيايشي پاک و خالصانه به درگاه خداوند بزرگ است. خدايي که آفريننده جهان هستي، دانا، توانا، مدبر و پاك است. بديهي است چنين خداي حکيم و دادگري به اعمال بندگان خود نياز ندارد، اما اين انسان است كه به اين نيروي مافوق نيازمند است و وقتي با او ارتباط برقرار مي كند، از سرچشمه فيض بي كرانش بهره فراوان مي برد. از همين رو، روح نماز، توجه محض به اين منشاء قدرت و رحمت در عالم است. مهمترين اثر اين توجه، مصونيت يافتن انسان در برابر ناپاکيها و آلودگيها و روي آوردن به نيکي هاست. خداوند در آيه 45 سوره عنکبوت مي فرمايد: إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ [5]همانا ، نماز انسان را از فحشا و منکر باز مي دارد. بنابراين، نماز يک عبادت سازنده و ثمربخش است.

از تأثيرات مهم نماز اين است که انسان را از زشتي ها و بدي ها باز مي دارد. وقتي که انسان نمازگزار با تمام وجود در محضر خداوند مي ايستد و از او ياري مي طلبد، اين رابطه معنوي، در قلب و روح نمازگزار تاثير گذاشته و او را متحول مي سازد. نماز با اين ويژگي، انسان را دربرابر گناهان و آلودگيها مصونيت مي بخشد. در واقع اين نماز، يك عامل بازدارنده است و مانند يک پليس دروني، انسان را از زشتيها باز مي دارد و او را به کارهاي نيک و شايسته سوق مي دهد. رسول گرامي اسلام مي فرمايد: «شيطان پيوسته از مومن هراسان است، تا زماني که بر اوقات نماز خود مواظبت کند. اما هنگامي که نسبت به وقت نمازها بي توجهي کند، شيطان نسبت به او جرات پيدا کرده و او را به گناهان بزرگ آلوده خواهد نمود.»

امام رضا (ع) نيز درباره آثار نماز در روح و روان انسان، مي فرمايد: «نماز و مداومت ياد خدا در شب و روز، سبب مي شود که انسان مدبر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکشي و طغيانگري بر او غلبه ننمايد.»

آري، نماز ، بنده را به پروردگارش نزديک و عشق به او را در قلب و باطنش شعله ور مي سازد. نورانيت نماز و مفاهيم آن، انسان را از پوچي و بي هدفي مي رهاند و به او اراده، جهت و هدف مي بخشد.

لحظاتي که انسان از دنياي پرغوغا و فريبنده فارغ مي شود و به كرانه سراسر آرام و معنوي نماز، گام مي گذارد، در حقيقت به فضايي پاک و نوراني وارد شده که همانندي براي آن نيست. نماز، ستايش خدا و تامل در صفات متعالي او است. نماز اگر با توجه و خشوع خوانده شود، افق ديد انسان را از زندگي معمولي فراتر مي برد و او را به نيکي ها متمايل مي کند. انسان نمازگزار در پيشگاه خدا، پيشاني بر خاک مي سايد و با ابراز بندگي به درگاه حق تعالي، عظمت و شکوه او را ارج مي نهد.

از خداوند می خواهیم که ما را قدردان ارتباط با خودش بدارد.



 


[1] سوره رعد، آیه 28

[2] سوره یونس آیه 62

[3] سوره طه آیه 34

[4]سوره حمد، آیه 6

[5] سوره عنکبوت آیه 45


نظر شما



نمایش غیر عمومی