ارسال به دوستان
کد خبر : 190238
تاریخ انتشار : 10/27/2017 12:12:00 PM

حیات دینی 28

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 27.10.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

بدون شک سبک و روش زندگی خانواده و جامعۀ متدین، با غیر متدین متفاوت است. زیرا در خانواده و جامعه ای که اعتقادهای دینی حاکم است، فضای زندگی را باورها و اعتقادها شکل می دهند. البته در صورتی که دین در بین افراد یک جامعۀ متدین کم رنگ شده باشد، و در حاشیه زندگی قرار گرفته باشد، عکس آن مطلب رخ خواهد داد. به همین جهت اگر امروزه که در بسیاری خانواده های مسلمان مشاهده می شود که اختلاف، نزاع و جدائی، و یا مشکلات دیگری وجود دارد به این دلیل است که دین به هر علتی در متن زندگی نقش آفرینی نمی کند. چه بسا وابستگی های دنیوی، مصرف گرائی زیاد، زیاده خواهی درخواستهای زن و شوهر، دخالتهای بی جای نزدیکان و فامیلها، فراموشی یاد خدا و معاد، عدم باورمندی به قرآن به عنوان کتاب زندگی، و سایر مسائل و موضوعات دیگر، سبب تغییر سبک زندگی اصیل انسانی شده است.

روش رسیدن به حقیقت زندگی

افراد مؤمن اگر بر اساس اعتقادات صحیح و واقعی برنامه های زندگی خود را تنظیم کنند، و به اصل آگاهی اعتدال و عقلانیت و معنویت پایبند باشند، و روح و گوهر دین را در همۀ بخشهای زندگی حاضر نمایند، بدون تردید زندگی آنان از یک حقیقت دیگری برخوردار خواهد شد. البته علت و عامل وضعیت موجود موضوع بحث حاضر نیست؛ بلکه مقصود آن است که مسلمانان باید به دین باوری عمیق داشته، و نسبت به آموزه های آن التزام عملی داشته باشند. زیرا آموزه های دینی شیوه زندگی را کاملاً تغییر می دهد. به همین جهت باید به این نکته نیز توجه لازم شود که هر چه اتفاق می افتد نتیجه و محصول آموزه های دین نیست تا همه چیز به نام دین تمام شود، و در نتیجه این تلقی و برداشت بوجود آید که دین انسان را متحجر و خشک و بی روح و بی تربیت می کند. چرا که بدون شک چنین برداشتی جفا نمودن به دینی همچون اسلام است، که برای سعادت دنیا و آخرت آمده است. از همین رو به نظر می رسد اینکه گفته می شود دین در غربت است، به همین معنا می باشد. زیرا انسان نمی تواند بدون این که دین را بشناسد،  همۀ کاستی ها و تنبلی ها و تندرویها و کسالتها و بسیاری از مسائل دیگر را به دین نسبت دهد.

 حیات و زندگی شرافتمندانه در پرتو دین

مطابق تصریح آیات و روایاتی که حقیقت دین را مورد تبیین قرار می دهند، این مطلب استفاده می شود که دین به انسان زندگی عزتمندانه و شرافتمندانه، توأم با هدفمندی را عرضه می دارد. لذا آنچه که مهم و بسیار با اهمیت است، این است که تلاش شود این فهم عمیق نسبت به دین، در جامعه ظاهر و نمایان شود، و آن را با زندگی روزانه خود در همه ابعاد پیوند دهیم.

توجه به این نکته نیز بسیار ضروری است که امروزه در برخی خانواده های مسلمان و یا جامعه اسلامی مسائلی وجود دارد و بلکه رخ می دهد، که نمی توان آن ها را به اسلام نسبت داد. چرا که این سوال اساسی پیش خواهد آمد که دینی همچون اسلام با این همه تأکیدی که نسبت به علم و آگاهی و عقلانیت و معنویت و تدبیر و تدبر و تفکر و تعقل و باورهای صحیح دارد، آیا می توان چنین کاستی هایی را به آن نسبت داد؟

لذا می بایست یک بازنگری جامع و کاملی را نسبت به زندگی خود داشته باشیم و هر نوع نقص و عیب و کاستی را با آموزه های دقیق و عمیق اسلام مرتفع سازیم. البته از اندیشه های انحرافیی که در جامعه نشر داده می شوند ـ مانند: پوچ و بی اعتبار نمودن باورها و معارف ما بعدالطبیعه و به سخریه گرفتن احکام و دستورات الهی و پشت پا زدن به تمامی سنن و آداب و قوانین الهی ـ نیابد غافل شد. همچنین نباید از شعارهای فریبنده ای نظیر: آزادی مطلق برای انسان که نتیجه آن ولنگاری و اباحیگری در نسل بشر خواهد بود، غفلت نمود. زیرا حیات دینی یکایک افراد جامعه را به مخاطره خواهد کشاند.

اهمیت حفظ کانون خانواده در اسلام

دین اسلام ضمن آنکه همۀ انسانها را به مراقبتهای ویژه ـ برای حفظ از خطرها و تهدیدها ـ از خود دعوت می نماید، به موضوع خانواده و جامعه نیز اهمیت ویژه ای قائل است. لذا شکل گیری نهاد خانواده و موضوع ازدواج و قوانین مربوط به آن، و همچنین شناخت حقوق ارکان خانواده و مسائل مربوط به آن را از اموری ضروری می داند؛ به گونه ای که اگر سلامت نهاد خانواده مورد آسیب و صدمه قرار گیرد بی شک جامعۀ انسانی از هر جهت آسیب خواهد دید و متلاشی خواهد شد. چرا که در فرهنگ اسلامی مسألۀ ازدواج منحصر در اشباع غرایز و تکثیر اولاد نیست، بلکه پاسخی برای ندای فطرت آدمیان نیز می باشد تا آدمی در سایۀ آن به آرامش و سکون نائل شود. لذا به همین جهت «ازدواج» از آیات و نشانه های الهی دانسته شده است. زیرا خدای تعالی در این خصوص می فرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏؛ و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند!».[1]

با توجّه به اینکه جنس زن و مرد از یک حقیقت است، آنها می توانند دو رکن اصلی برای جامعه ای کوچک به نام «خانواده» باشند؛ و با رعایت ابعاد حقوقی و اخلاقی، کانون گرم خانواده را به بهترین شکل مدیریت نموده و آرامش درونی خانواده را به جامعه سرایت دهند، تا این حس مسئولیت پذیری در همۀ افراد جامعه تسرّی و تعمیم پیدا کند. لذا به همین جهت است که امام صادق(ع) دو رکعت نماز انسانی که نهاد خانواده را شکل داده، و حس مسئولیت پذیری را در خود و همسرش احیاء و زنده نموده است را بالاتر از هفتاد رکعت نماز انسانی که هنوز ازدواج نکرده، و به چنین احساسی دست نیافته است، می داند. به همین جهت می فرماید: «رَكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا الْمُتَزَوِّجُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً يُصَلِّيهَا أَعْزَبُ؛ دو ركعت نمازى كه مرد متأهّل مى‏خوانَد، نزد خداوند، برتر از هفتاد ركعتى است كه غير متأهّل مى‏خوانَد».[2] بر همین اساس روشن و واضح است کسانی که با ترک ازدواج می خواهند به کمال برسند، به آنها سفارش شده که از این فکر منصرف شوند. زیرا در روایتی آمده زنى، نزد امام صادق(ع) آمد و گفت: امام به سلامت باد! من زنى تارك دنيا هستم. امام(ع) فرمود: «منظورت از ترك دنيا چيست؟» گفت: ازدواج نمى‏كنم. امام(ع) فرمود: چرا؟ زن گفت: با اين كار، در پى كسب فضيلت و کمال هستم. امام(ع) فرمودند: «برگرد كه اگر در اين كار، فضيلتى بود، هر آينه، فاطمه(س) از تو، به آن، سزاوارتر بود. هيچ كس نيست كه در فضيلت، بر او پيشى بگيرد».[3] «دَخَلَتِ امْرَأَةٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) فَقَالَتْ: أَصْلَحَكَ اللهُ، إِنِّي امْرَأَةٌ مُتَبَتِّلَةٌ، فَقَالَ: وَ مَا التَّبَتُّلُ عِنْدَكِ؟ قَالَتْ: لَا أَتَزَوَّجُ، قَالَ: وَ لِمَ؟ قَالَتْ: أَلْتَمِسُ بِذَلِكَ الْفَضْلَ، فَقَالَ: انْصَرِفِي! فَلَوْ كَانَ ذَلِكِ فَضْلًا لَكَانَتْ فَاطِمَةُ(ع) أَحَقَّ بِهِ مِنْكِ، إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ يَسْبِقُهَا إِلَى الْفَضْل‏».

سخن پایانی

انسان متدین باید با معیارهای انسانی و الهی از جمله ایمان، اخلاق و تقوا، اصالت خانوادگی به ازدواج و تشکیل خانواده نگاه کند، و با پایبندی به حاکمیت دین در محیط خانواده و عمل به وظایف قانونی و اخلاقی نظام خانواده را در مسیر تکامل و بندگیِ حق، و سعادت دنیا و آخرت قرار دهد. زیرا این نوع نگاه باعث می شود پاکی و صداقت در نظام خانواده شکل گیرد، و با پذیرش داوری قانون الهی و دینی در سبک زندگی، تحوّلی نو و نگرشی عمیق را در زندگی روزانۀ خود پدید آورد.

 


[1]. الروم/21.

[2]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج5، ص328، ح1، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[3]. کلینی، همان، ج5، ص509، ح3.



نظر شما



نمایش غیر عمومی