ارسال به دوستان
کد خبر : 190109
تاریخ انتشار : 10/20/2017 12:16:00 PM

حیات دینی 27

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 20.10.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی از مسائلی که به صورت یک اصل کلی در زندگی هر انسانی که دغدغۀ زندگی دینی دارد این است که دست یابی به «حیات دینی» بدون آراستگی به صفات و فضائل نفسانی، غیر ممکن است. به همین جهت رابطه ای عمیق و تنگاتنگ میان ایمان و باور آدمیان با رفتار آنها وجود دارد.

تأثیر مهم هویت و شاکلۀ هر انسان بر اعمال و رفتار ایشان

با توجه به اینکه شکل گیری رفتار هر انسانی بر اساس شاکله و هویت و شخصیت درونی او می باشد، همین شاکله و هویت درونی، در نوع و کیفیت اعمال و رفتارهای خارجی او نیز تأثیرگذار است. لذا خدای تعالی در همین خصوص می فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبيلاً؛ بگو: هر كس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى‏ كند؛ و پروردگارتان كسانى را كه راهشان نيكوتر است، بهتر مى ‏شناسد».[1] مرحوم شیخ طبرسی در تبیین این آیه شریفه، ذیل آن می نویسد: «أی كل واحد من المؤمن و الكافر يعمل على طبيعته و خليقته التي تخلق بها عن ابن عباس و قيل على طريقته و سنته التی اعتادها عن الفراء و الزجاج و قيل على ما هو أشكل بالصواب و أولى بالحق عنده عن الجبائی؛ ‏هر یک، مؤمن و کافر، بر طبق طبیعت و خلق و خویی که متعلق به آن شده است عمل می کند. این قول ابن عباس است و از فراء و زجاج نقل شده است. آنان در تفسیر آیه گفته اند: هر انسانی بر طبق راه و سنتی که به آن عادت کرده رفتار می کند و از جبائی نقل شده است که در تفسیر آیه گفته است هر کسی رفتاری را که به اعتقاد او درست تر و به حقیقت نزدیک تر است انجام می دهد».[2]

رابطه میان ظاهر و باطن انسان

مطالعات دینی نشان می دهد که بین ظاهر انسان و باطن او ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، بدین بیان که حالات درونی انسان در ظاهر ایشان تأثیر گذار است. به همین جهت امام صادق(ع) در خصوص تبیین رابطۀ میان ظاهر و باطن می فرمایند: «فَسَادُ الظَّاهِرِ مِنْ فَسَادِ الْبَاطِنِ وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِيَتَهُ؛ فساد ظاهر ناشی از فاسد بودن باطن است و کسی که سرشت و باطن خویش را اصلاح کند خداوند ظاهر او را اصلاح خواهد نمود».[3] از این روایت استفاده می شود که ایمان درونی انسان ها عامل و محرِّکی بسیار مهم در سوق دادن ایشان به سوی رفتار و عمل پسندیده است. لذا از تاکیدهای قرآن و روایات نورانی ائمه هدی(ع) بر می آید که انسانهای مؤمن باید مراقب نیّت و باطن عمل خود باشند. چرا که برخی از روایات نسبت به موضوع صراحت دارند، به این معنی که نیت انسان مؤمن از عمل ظاهری او با فضیلت تر است؛ و بلکه عمل واقعی همان نیت است. زیرا در بیان نورانی امام صادق(ع) آمده است: «النِّيَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَ إِنَّ النِّيَّةَ هِيَ الْعَمَلُ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ)[4] يَعْنِي عَلَى نِيَّتِهِ».[5]

تأثیر نیت و عوامل درونی بر رفتار انسانروشن و واضح است که نیت با همۀ اهمیتی که دارد، در افکار و اعتقاد های هر انسانی بسیار تأثیر گذار است، به گونه ای که رفتار و اعمال انسان از نیات درونی او نشأت می گیرد. لذا به همین جهت هم در منابع دینی به صراحت به این موضوع اشاره شده، و هم در روان شناسی و علوم جدید به اثبات رسیده است که افکار و اعتقادات و فضائل نفسانی آدمی، در نوع رفتار و کردار او بروز و ظهور می نماید. بر همین اساس آنچه که در قرآن کریم تحت عنوان«عمل صالح» مورد تأکید قرار گرفته است، عملی است که از باور و اعتقاد سالم بر می خیزد. البته زمانی که آن عمل با همۀ شرائط زمانی و مکانی انجام پذیرد. چرا که خدای تعالی در این آیات بر این نکته تأکید نموده و می فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي أَنْزَلَ عَلى‏ عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً * قَيِّماً لِيُنْذِرَ بَأْساً شَديداً مِنْ لَدُنْهُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً * ماكِثينَ فيهِ أَبَداً؛ حمد مخصوص خدايى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزيده) اش نازل كرد، و هيچ گونه كژى در آن قرار نداد * در حالى كه ثابت و مستقيم و نگاهبان كتابهاى (آسمانى) ديگر است؛ تا (بدكاران را) از عذاب شديد او بترساند؛ و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته انجام مى ‏دهند، بشارت دهد كه پاداش نيكويى براى آنهاست * (همان بهشت برين) كه جاودانه در آن خواهند ماند!».[6] به تعبیر علامه طباطبائی آنچه که قرآن در یک کلام به آن تأکید می کند، پیوند عمیق اعتقاد حق، و رفتار و عمل صالح است؛ و در حقیقت قیم بودن قرآن به همین معنا است.[7] چه اینکه خدای تعالی در آیۀ دیگر به این ملازمه اشاره می کند: «وَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُم‏؛ كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، آنها صدّيقين و شهدا نزد پروردگارشانند؛ براى آنان است پاداش (اعمال) شان و نور (ايمان) شان‏».[8] در این آیۀ شریفه اهل ایمان به صفت «صدیق» ـ که از ثمرات باور و ایمان شمرده شده ـ توصیف شده اند، زیرا صدیق اسم مبالغه، و از ریشه «صَدَقَ» و به معنای راستی و راستگوئی است؛ که البته راست گویی منحصر در گفتار نیست، بلکه شامل مطابقت اعمال و رفتار انسان با گفتارش می باشد. لذا در حقیقت انسان مؤمن تمام وجودش راستی و درست کاری است، و عملش گفتارش را تصدیق می کند، که این نمونۀ کامل صداقت است.[9]

منطبق بودن رفتار انسان با صفات درونی وی

از آنجا که میان صفات آدمی و رفتار و کردار او ـ در همۀ موارد و مصادیق ـ یک نوع انطباق و تطبیق وجود دارد، به همین جهت تعدیل قوای غضبی و شهوی انسان، و به طور کلی تعدیل غرایز ایشان سبب می شود که انسان از مجموعۀ رفتارهای خود مراقب نماید. لذا افراط نمودن در امور طبیعی مانند: خوردن، خوابیدن، و شهوترانی و شکم پرستی و هر چیزی که غیر قابل کنترل باشد، به نوعی عامل انحطاط و شکست آدمیان خواهد بود. بر همین اساس یکی از مهمترین عوامل عفت و پاکدامنی انسانهای مؤمن، همین اعتقاد و باور درونی ایشان است که باعث رشد و تکامل معنوی او می شود.

مهم ترین تفاوت جوامع دینی و غربی در مسائل اخلاقی

یکی از تفاوت های آشکار میان جوامع دینی ـ که به ایمان و اعتقاد پایبند هستند ـ، با جوامع غیر دینی در این است که در جامعه دینی ـ که بر اساس ایمان و اعتقاد شکل گرفته ـ نباید بحرانهای ضد ارزشی و اخلاقی وجود داشته باشد. زیرا اگر در چنین جامعه ای هنجارشکنی اخلاقی مشاهده شود، به خاطر نفوذ تفکر ولنگاری، اباحیگری و تأثیرگذاری وسوسه های شیطانی است. امّا در جوامعی که پایبند به ایمان و اعتقاد دینی نیستند، حیاء و عفت و پاکدامنی به شدّت آسیب خواهد دید و بحرانهای اخلاقی شیوع پیدا خواهد نمود، و میان زنان و مردان حیاء و عفت برچیده خواهد شد و مرزها و حریم ها از بین خواهد رفت. بنابراین آنچه که مهم است تهذیب صفات نفسانی و آراستگی به فضائل اخلاقی است، که رابطۀ بسیار عمیقی با رفتار و کردار آدمیان خواهد داشت.

 


[1]. الاسراء/84.

[2].  طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج6، ص673، تهران، ناصر خسرو، چ سوم، 1372ش.

[3]. منسوب به جعفر بن محمد، امام صادق (ع)، مصباح الشريعة، ص107، بیروت، اعلمى، چ اول، 1400ق.

[4]. الاسراء/84.

[5]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص16، ح4، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[6]. الکهف/1ـ3.

[7]. طباطبايى، محمدحسين، الميزان، ج13، ص237ـ240، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، دوم،1390ق.

[8]. الحدید/19.

[9]. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج23، ص349، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ دهم، 1371ش.


نظر شما



نمایش غیر عمومی