ارسال به دوستان
کد خبر : 189787
تاریخ انتشار : 9/29/2017 3:57:00 PM

حیات دینی 24

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 29.09.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از آنجا که جامعۀ دینی را افراد دینی شکل می دهند، لذا اگر افراد بشر بخواهند در جامعه دینی و با آموزه های دینی زندگی کنند، باید بینش و نگرش خود را دینی کنند. از این رو نباید فهم خود را بر دین تحمیل نمایند، بلکه می بایست با کمک گرفتن از عالمان و صاحب نظران، با مبانی دین آشنا شده و تلاش کنند دین را به شکل صحیح بفهمند؛ و در پی آن زندگی خود را بر اساس آن مبانی صحیح پی ریزی کنند. به تعبیر دیگر انسانی که مبانی دینی خود را می شناسد باید سبک زندگی خود را بر اساس آموزه های دینی قرار دهد.

برداشت آرا شخصی و گزینشی از دین، مهمترین عامل دین گریزی

روشن و واضح است که عده ای به دلایل گوناگون تلاش می کنند اعتقادات و نگرش های شخصی خود را بر دین تحمیل کنند، و یا در تلاش هستند این تفکر که دین قانون زندگی نیست، را به دیگران القا کنند. به عنوان مثال این دسته از افراد بر این باورند که آنچه در قرآن کریم آمده است پاره ای از قصه ها و داستان ها است، و بخشی از آیات هم موعظه ها و پندهای اخلاقی است، لذا از قرآن نمی توان قانون زندگی را به دست آورد. حتی معتقدند که برخی از آیات قرآن را باید کنار گذاشت، زیرا نمی توان آن آیات را بر اساس شرائط امروز مورد استفاده قرار داد. این نگاه گزینشی دربارۀ قرآن باعث شده عده ای نسبت به اسلام و بلکه به دین نگاه حداقلی داشته باشند. بدین بیان که دین و از جمله دین اسلام به حداقل هائی که انسان به آن نیاز دارد اشاره دارد. لذا نباید انتظار داشت که بتوان قواعد زندگی در مسائل اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی و یا سیاسی را از قرآن مورد بهره برداری قرار داد. مطابق این باور و اندیشه دین در حقیقت متصدی تمام آنچه که مربوط به زندگی انسان است نمی باشد. بلکه این افراد بر این عقیده اند که دین یک نوع تجربه شخصی است، و هر کس به حسب حالاتش با خدا در خلوت خود، آن را بدست می آورد و تجربه می کند. لذا نباید انتظار داشت که قواعد زندگی را بتوان از آن به دست آورد.

جایگاه دین در اصلاح افراد جامعه

به هر حال آنچه که باید به آن توجّه داشت این است که دین در اصلاح فرد و جامعه نقش محوری و اساسی را ایفاء می کند، به همین جهت افراد دین دار باید به نقش مهم دین، در اصلاح و تذکیه افراد جامعه اعتقاد و باور داشته باشند. چرا که چالشهای اخلاقی امروز و مشکلات مربوط به آن به دلیل فاصله گرفتن از آموزه های دینی است، و جهت آن این است که اساس و حقیقت دین در متن زندگی افراد بشر آنگونه که شایسته است، حضور ندارد.

به هر حال مهمترین علت چالش های اخلاقی در جوامع بشری به دلیل کمرنگ شدن حقائق دینی در آنها است. لذا کسانی که در زندگی خود دغدغه دینی دارند، اولین و مهم ترین اقدام آنان باید این باشد که باور خود را نسبت به نقش محوری دین در تربیت و اصلاح افراد جامعه تقویت نموده، و به این نکته نیز ایمان داشته باشند که انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت نیازمند به دین است. بدین جهت که خود را با باور نسبت به حقایق دینی، از آفت ها و آسیب ها حفظ کند.

نگرش دینی

نگرش دینی یعنی اینکه یک انسان معتقد و دین دار باید دارای فکر و جهان بینی صحیح باشد، تا رفتار و کردار خود را نسبت به خود و دیگران در موضوع ها و ابعاد مختلف تنظیم نماید. زیرا افرادی که از نگرش ثابت و بر اساس معیارهای اصیل دینی برخوردار هستند، دارای بینش، آگاهی عمیق و گسترده هستند. به این معنا که در مواجهه با حوادث و پدیده ها تلاش می کنند یک برخورد مناسب داشته، و در مسیر افراط و تفریط قرار نگیرند. لذا در میان محققان نسبت به این موضوع که نگرش از افکار و عقاید احساسات یا عواطف و تمایلات رفتاری تشکیل می شود، اتفاق نظر وجود دارد.

در قرآن کریم عواملی که در شکل گیری و اصلاح نگرش ها در انسان ـ به حسب شرایط و سنین گوناگون ـ ، نقش ایفاء می کنند متفاوت است. به عنوان نمونه انسان در دوران کودکی که هنوز قوۀ تفکر و استدلال وی شکل نگرفته، از شیوۀ «تقلید و تکرار» استفاده می کند. به همین جهت نقش والدین و مربیان در این مقطع از زندگی انسان برای به وجود آوردن نگرش صحیح دینی بسیار مؤثر است. لذا در بیان نورانی امیر المؤمنین(ع) آمده است: «الْعِلْمُ مِنَ الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِي الْحَجَر؛ آموختن دانش در خُردسالى، همچون‏ نقشى‏ است كه بر روى سنگ كنده شود‏».[1] و در روایتی  دیگر از امام صادق(ع) آمده است: «بادِروا أحداثَكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن تَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَة؛ به فرزندان خود حدیث آموزش دهید پیش از آنکه فرقه مرجئه آنها را اغفال کنند و به سراغشان بروند».[2] به همین جهت است که به والدین سفارش شده در دورانی که فرزندشان هنوز به دنیا نیامده و جنین است، دعا و تلاوت قرآن را فراموش نکنند؛ و بعد از متولد شدن نیز اولین عملی که نسبت به نوزاد انجام می دهند، اذان گفتن در گوش راست و و اقامه گفتن در گوش چپ او باشد. زیرا تمامی این سفارشها بدین جهت است که سیر تربیتی این انسان تازه متولد شده، بر اساس اصول و قواعد صحیح دینی انجام پذیرد، تا نگرش و بینش او به درستی شکل گیرد. لذا والدین بهترین الگوی رفتاری برای نوزادان و کودکان هستند، و به همین دلیل است که می بایست از هر جهت مراقب رفتار خود باشند. در بزرگسالی نیز همین تکرار و تقلید به شکل دیگری در ایجاد نگرش و بینش صحیح دینی اثر گذار است. مثلاً تکرار نمازهای روزانه (واجب و مستحب) دعاهای روزانه و هفتگی، شرکت در مراسم های شعائر دینی، جملگی می توانند در شکل گیری بینش و نگرشی صحیح، برای انسان اثرگذار باشند. چرا که قرآن کریم مسألۀ الگوسازی و الگوپذیری را به صورت جدی مطرح نموده است. به همین جهت در آیات قرآن به موضوع الگو و اسوه اشاره شده و آمده است: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَه‏؛ براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانىكه با او بودند وجود داشت‏».[3]

یکی دیگر از اموری که در شکل گیری نگرش دینی انسان تأثیرگذار است، توجّه دادن ایشان به «تفکر و استدلال» است. چه اینکه در قرآن کریم در حیات علمی و عملی پیامبران به صورتهای مختلف به آن پرداخته شده است، مانند: حرکتی که از حضرت ابراهیم(ع) در اصلاح نگرش مخاطبانش مطرح نموده و انجام داده است؛ که خدای تعالی در قرآن کریم در این باره می فرماید: «فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى‏ كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلين‏؛ هنگامى كه (تاريكى) شب او را پوشانيد، ستاره ‏اى مشاهده كرد، گفت: «اين خداى من است؟» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «غروب ‏كنندگان را دوست ندارم!».[4] حرکت و عمل حضرت ابراهیم(ع) در این آیه، به این مهم اشاره دارد که هر آنچه که افول و غروب را بپذیرد، همواره محکوم قوانین است و نمی تواند حاکم باشد؛ بنابراین آن حادث[5] است، و آنچه که حادث است نمی تواند خدای عالم هستی باشد، و در نهایت ستاره پرستان را با این روش قانع کرده، و آنان را متوجه خطایشان در پرستش می نماید، و آنچه را که به غلط و اشتباه برای آنان جا افتاده بود را اصلاح می کند. ایشان همچنین در جای دیگری در برخورد با بت پرستان از شیوۀ تفکر و استدلال وارد می شود، لذا وقتی از حضرت ابراهیم(ع) ـ به عنوان معلم توحید ـ پرسیده می شود که تو بت های ما را شکستی؟ برای آنکه آنان را به فکر و اندیشه وادار کند تا متوجه پرستش غلط خود شوند، و از آنچه را که باطل است رهایی یابند، در پاسخ آنان می فرماید: «قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُون‏؛ گفت: «بلكه اين كار را بزرگشان كرده است! از آنها بپرسيد اگر سخن مى ‏گويند!».[6] که این جمله باعث شد بسیاری از آنان از خوابی عمیق بیدار شده و خود را سرزنش و ملامت کنند! همچنین حضرت(ع) پس از آن فرمود: آیا شما معبودهایی را غیر از خدا می پرستید که هیچ قدرت و ضرری برای شما ندارند؟[7] این نوع مواجهه و استدلال با مخاطب او را وادار می کند که نگرش باطل خود را اصلاح نماید. البته باید توجّه داشت که در نظر گرفتن شرایط برای تغییر نگرش و بینش لازم است، و یک معلم و مربّی باید با توجّه به مجموعه شرایطی که به وجود آمده، در جهت اصلاح فکر و اندیشه ها تلاش کند. لذا به همین جهت است که اصل «تفکر» در اسلام جایگاهی بسیار مهم دارد. چرا که حضرت علی(ع) در خصوص این مهم می فرماید: «لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّر؛ و دانشى همانند انديشه‏ نیست».[8] و در بیانی نورانی دیگری آمده است: «تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة؛ تفكر يك ساعت بهتر از عبادت يك سال مى ‏باشد».[9]

همه این موارد حکایت می کند که فکر علاوه بر اینکه زمینۀ بیداری و معلوم شدن را برای انسان فراهم می کند بلکه گاهی اوقات سبب یک نوع تلنگر و تنبُّهی را برای اصلاح و آشتی برای انسان فراهم می سازد. لذا به همین جهت در قرآن کریم و روایات به این موضوع، اهمیت خاصی داده شده است.



[1]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج1، ص224. در حدیثی مشابه از رسول اسلام(ص) آمده است: «مَثَلُ الّذي يَتَعلَّمُ في صِغَرِهِ كالنَّقشِ في الحَجَر؛ آموختن علم در خردسالى، همچون نقشى است كه روى سنگ كنده مى‏شود» (المتّقى الهندی، كنزالعمّال، ج10، ص249)

[2]. طوسى، محمد بن الحسن، تهذيب الأحكام، ج8، ص111، ح381،  تهران، دار الكتب الإسلاميه، چ چهارم، 1407ق.

[3]. الممتحنة/4.

[4]. الانعام/76.

[5]. بوجود آمده.

[6]. الأنبیاء/63.

[7].«قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُم‏»(الانبیاء/66).

[8]. نهج البلاغة، الحکمة/113.

[9]. عياشى، محمدبن مسعود، تفسير العيّاشي، ج2، ص208. و در روایتی مشابه همین از وجود نورانی امام صادق(ع) آمده است: «أَنَّ تَفَكُّرَ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَة؛ يك ساعت انديشيدن بهتر از عبادت يك شب است‏»(كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص54).


نظر شما



نمایش غیر عمومی